جمعى از نويسندگان
462
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
ولايت يعنى دوستى و يك بعد آن دوستى با ائمه است و بعد ديگر دوستى با عالم خلقت است . محبت به عالم خلقت و مخلوقات كه محبوب اويند . يعنى خداست همه چيز از توست پس حرمت دست پرورده هاى تو را نخواهم شكست . و قاضى چنين كراماتى داشت و همين است كه آخرين كلام ايشان در وصيت نامه اش چنين است : « الله الله الله كه دل هيچ كس را نرنجانيد » « 1 » آنها كه آيت إله قاضى را مى شناسند هنگامى كه مى خواهند او را معرفى كنند او را به عنوان توحيد مجسم و اعجوبه دهر و درياى معرفت الهى نام مى برند و خود او هنگامى كه به صحبت مى نشيند مى گويد : « من هرچه دارم از سيد الشهدا و قرآن دارم » قاضى فانى در امير المومنين است ، فانى در امام حسين و امام زمان ( ع ) است و همين ولايت او را به توحيد رسانده است . « اصولا وصول به مقام توحيد و سير صحيح الى الله و عرفان ذات احديت بدون ولايت امامان و خلفاى به حق از امير المومنين ( ع ) و فرزندان از بتول عذرا ( عليهاالسلام ) محال است » « 2 » او به نجف آمده و هنگامى كه چشمانش به حرم اميرالمومنين ( ع ) افتاده عزم رحيلش به اقامت بدل شده است . روزهاى عيد غدير كه فرا مى رسد در خانه اش جشن برپاست و از شادى سر از پا نمى شناسد . خطبه غديريه مى خواند . آرى آقاى قاضى قدم به قدم با ولايت به توحيد نزديك مىشود . در مدح ائمه شعر مى سرايد . و مىداند كه هر كس ائمه را دوست بدارد خدا را دوست داشته و هركس به ايشان بغض بورزد بغض خدا را بر دل گرفته است . قاضى درس توحيد و بندگى را از امام حسين ( ع ) مى آموزد . او آستان كبرياى امام حسين ( ع ) را سرچشمه تمام فيوضات و خيرات مىداند و چون به زيارت مى رود تمام مدت محو تماشا است . آنچه او دريافته معلوم نيست تنها مى گويد : « ثواب رفت و آمد بين حرم امام حسين ( ع ) و حضرت ابوالفضل ( ع ) از سعى صفا و مروه بيشتر است » « 3 » در خانه اش مجالس روضه هفتگى به پا مىكند و با تمام آن زيارت هاى سراسر معرفت خود را برتر از زائران ديگر نمى بيند .
--> ( 1 ) - آيت الحق ج 2 ص 25 ( 2 ) - روح مجد ص 347 ( 3 ) - به نقل از آيت إله نجابت ( ره )